هر چی که دوست داریم!!!
دوره هنري مکتب سورئاليسم در اصل يک جريان فرانسوي است که پيشوند "فرا" که بيانگر فراتر يا والاتر از واقعيت تعيين شده است. اين جريان هنري با تاکيد بر عناصر بصري و با استفاده از ضمير نيمه هوشيار و يا تصورات رويايي و با يک روش مبتني بر اصول واقع گرايي آثار خود را به نمايش مي گذارد. اين مکتب در سال ????م. با يک گروه ترکيبي از نويسندگان و هنرمندان با بيانيه اي که توسط آندره برتون رهبر گروه بيان گرديد خود را معرفي نمود. هنرمندان آن شامل آرپ، دکريکو، ارنست، ماگريت، ماسون، مان ري و ميرو مي شدند و در سال ????م. تانگي و در ????م. نيز دالي به آنان پيوستند و گروه هنري سورئاليسم کامل گرديد. آن ها به طور کلي هيچ سبک متحدي را به وجود نياوردند. بلکه با توجه به مقاصد وايده هاي خود، ابداعات شخصي، دست ورزي و غايت هنري کارشان بسيار متغير بيان مي شد. اتحاد آن ها در الهام از روش هاي روانکاوي زيگموند فرويد مشترک بود که انديشه، احساس و بيشتر رفتار در ضمير ناخودآگاه را کشف کرده بودند و همگي اين ها اساس نيروهاي شخصيتي انسان را شکل ميداد. اين کشف يک منبع عظيم را فراهم نمود که موضوع اصلي کا سوئاليسم ها را تامين مي کرد و سعي آن ها در اين بود که در قلمرويي غرق شوند که زندگي روزانه ناديده گرفته شده بود و تصورات خود را تجلي مي دادند. تا اين که يک حقيقت جديد آشکار گردد. نقاشي هاي آنان شامل چيزايي معمولي بود که ترکيب آن ها با اهداف الهامي بي سابقه اغلب در کنار يکديگر و با ايجاد مفاهيم عجيب غير منطقي به نظر مي رسيد. تصوراتي که توضيح منطقي را به صورتي ترسناک و غير واقعي، رسواکننده و حتي گاهي طعنه آميز و اغلب با ظاهري باطل بيان مي شد. هنوز در اين آثار احساس و قوه عقلاني نيز وجود داشت. طبيعت توسط تصورات اين هنرمندان بابه کارگيري روش ها و فنون جديد فروتاژ (مداد ساب) و کلاژ عکس برگدان ها (کهنه کردن ورقه هاي نقاشي شده) پديد مي آمد. فعاليت اين هنرمندان در هيچ جاي ديگري مانند فرانسه تا اين حد حياتي و اساسي نبود، به همين علت پاريس توانست بار ديگر به عنوان يک مرکز پيشرفت بين المللي در هنر شناخته گردد. گروهی از هنرمندان در سال ۱۹۰۷م. کوبیسم را آغاز کردند که عمیقا بر پیشرفت هنر مندرن اروپا تاثیر به سزایی گذارد. پیشکسوتان این هنر سزان، درون و ماتیس بودند. دغدغه اصلی آن ها تلاش برای راه حلی رسمی بر روی یک مجموعه ای از موضوعات تصویری در یک فضا بود. این گرایش در فرانسه منجر به پیشرفت های پیکاسو و براک گردید. در مرحله دوم کوبیسم که حدود ۱۹۱۳م. آغاز شد، هنرمندان دیگری از جمله گریس و لژه نیز به آنان پیوستند. بیانیه آن ها ترجمانی از نظر سزان مبتنی بر تبدیل اشکال کره، استوانه و مخروط بوده است که بتواند در قالب یک زبان، تصویری جدید پدید آید. این تقلیل و کاستن به اشکال هندسی "کوبیسم" اتلاق گردید. قبل از این جریان هنری نگاه دوربینی و توجه به ظواهر طبیعت و گرایشات تقلیدی مورد توجه بوده است. در صورتی که موضوعات در مکتب کوبیسم حالتی دوبعدی و مسطح به خود گرفت و اشکال طبیعی تولدی دیگر به صورت اشکال هندسی یافت و یا درهم تنیدد شد و به سطوح کوچک تری تقسیم شدند. موضوعات اصلی محدود به درختان و خانه می شد و از زندگی روزانه که به اعتراض در آمده، به اشکال جدید بیان می شد. یکی دیگر از ویژگی های مهم این بود که، این امکان را به ببیننده می داد تا شی را از زوایای مختلف ببیند. در مرحله اول هنرمندان در تلاش بودند که اشیاء را از طبیعت خود جدا سازند و از سال ۱۹۱۳م. به بعد کوبیسم تحلیلی در حرکت پیشرو خود را آغاز کرد که سرانجام به کوبیسم ترکیبی انجامید. در این صورت به جای حقیقت و علیت، هنرمندان ترکیب آثارشان را خارج از اشکال نیمه انتزاعی و به صورت آزاد ایجاد کردند. همچنین در این دوره کلاژ پدید آمد. یک عمل چسباندن با مواد، قطعات روزنامه، پارچه، کاغذ دیواری که با ترکیب رنگ ادغام می گردید. این پاره های زندگی روزانه و به کارگیری مناسب آن ها از وجوه جدایی ناپذیر این جریان شد و بدین طریق هنری آزاد پدید آورد. 



| Design By : Night Skin |


