تبليغاتX
هر چی که دوست داریم!!!


هر چی که دوست داریم!!!

اگه روزی بخواهید خود کشی کنید برای چی مسئله ای است؟ ؟ ؟

QqQqQ

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 22:35 توسط آیناز| |

کوبیسم نقاشی

گروهی از هنرمندان در سال ۱۹۰۷م. کوبیسم را آغاز کردند که عمیقا بر پیشرفت هنر مندرن اروپا تاثیر به سزایی گذارد. پیشکسوتان این هنر سزان، درون و ماتیس بودند. دغدغه اصلی آن ها تلاش برای راه حلی رسمی بر روی یک مجموعه ای از موضوعات تصویری در یک فضا بود. این گرایش در فرانسه منجر به پیشرفت های پیکاسو و براک گردید. در مرحله دوم کوبیسم که حدود ۱۹۱۳م. آغاز شد، هنرمندان دیگری از جمله گریس و لژه نیز به آنان پیوستند. بیانیه آن ها ترجمانی از نظر سزان مبتنی بر تبدیل اشکال کره، استوانه و مخروط بوده است که بتواند در قالب یک زبان، تصویری جدید پدید آید. این تقلیل و کاستن به اشکال هندسی "کوبیسم" اتلاق گردید. قبل از این جریان هنری نگاه دوربینی و توجه به ظواهر طبیعت و گرایشات تقلیدی مورد توجه بوده است.

در صورتی که موضوعات در مکتب کوبیسم حالتی دوبعدی و مسطح به خود گرفت و اشکال طبیعی تولدی دیگر به صورت اشکال هندسی یافت و یا درهم تنیدد شد و به سطوح کوچک تری تقسیم شدند.

موضوعات اصلی محدود به درختان و خانه می شد و از زندگی روزانه که به اعتراض در آمده، به اشکال جدید بیان می شد. یکی دیگر از ویژگی های مهم این بود که، این امکان را به ببیننده می داد تا شی را از زوایای مختلف ببیند. در مرحله اول هنرمندان در تلاش بودند  که اشیاء را از طبیعت خود جدا سازند و از سال ۱۹۱۳م. به بعد کوبیسم تحلیلی در حرکت پیشرو خود را آغاز کرد که سرانجام به کوبیسم ترکیبی انجامید.

در این صورت به جای حقیقت و علیت، هنرمندان ترکیب آثارشان را خارج از اشکال نیمه انتزاعی و به صورت آزاد ایجاد کردند.

همچنین در این دوره کلاژ پدید آمد. یک عمل چسباندن با مواد، قطعات روزنامه، پارچه، کاغذ دیواری که با ترکیب رنگ ادغام می گردید. این پاره های زندگی روزانه و به کارگیری مناسب آن ها از وجوه جدایی ناپذیر این جریان شد و بدین طریق هنری آزاد پدید آورد.

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 22:20 توسط آیناز| |

فوویسم

گروه هنرمندان فرانسوی که در سال ۱۹۰۵م. معروف به فووها و وحشیان شدند و مکتب هنری فوویسم را پایه گذاری کردند. اعضائ این گروه ماتیس که در سی و شش سالگی رهبر و سخنگو و درن، وان دونگن، دوفی و ولامنیگ بودند.

نام فوو یا ددگری به عنوان بدویت رام نشده مشتق شده و از هنرمندان گروه اول که در سال ۱۹۰۵م. تشکیل یافته بود اتلاق گردید. انجمن آن ها فقط به صورت تک رو بود که با زیبایی شناسی سازگاری نداشت. با این وجود آن ها فقط یک مقصد مشترک داشتند که ثبات حتمی یک سبک منتهی می گردید. سبک هنری نئوامپرسیونیسم و نمادگرایی خیلی زیاد با حال و هوای فوویسم، همچنین به نظرات سزان نزدیک بود. آن ها به زودی آموختند که چگونه به یک ترکیب بندی محکم با استخوان بندی دست یابند و با الهام از تمایل ضربات قلم تن ون گوگ و نقطه پردازی های سورا و به کارگیری رنگ های ناب، ترکیب های رنگی را پدید آوردند.

همچنین نور نقاشان امپرسیونیسم باعث ظهور مجدد در هنر فوویسم گردید. ویژگی کار آن ها آزادانه نشان دادن پدیده های واقعی و مجزا شدن از هر نوع نظریات و با قبول ناسازگاری ایجاد شد. رسالت آن ها در بیان یک موضوع خاص نبود بلکه منحصرا بر اثر یک القا متقابل رنگ ترکیبی بود که به صورت سطح و خط روی بوم می آمد.

عکس العمل فوویست ها بر ضد همه چیز خلاصه می شد و یک الگوی برخاسته از زندگی بود. نورافکنی فوویسم نیز بر گرفته از در کنار هم قرار دادن رنگ های مکمل تجسم یافت و به کارگیری زیاد از حد رنگ ناب و عدم اختلاط رنگ ها ویژگی کار آنان بود.

نیروی جوان فوویسم باعث ایجاد یک هنر تازه با نیروی زندگی بود که به عنوان یک گروه فقط دو سال دوام آورد. اعتقاد آن ها بر این بود که همه چیزشان در هنرشان نهفته و راه اجدادشان را دنبال کرده اند. فقط ماتیس این شیوه نقاشی را ادامه داد. با این وجود به ملایمت و با تجربه بیشتر شیوه ای در تقلیل فرم و اشکال به دست آورد.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:16 توسط آیناز| |

تنها

دوهزار سال تنها بودم، تمام دوران کودکیم. هیچ کس مسئول این تنهایی نیست، من سکوت می نوشم و از آسمان آبی تغذیه می کردم.

انتظار می کشیدم. بین من و دنیا حصاری وجود داشت که روی آن فرشته ای که در دست چپ یک گل ادریسی، نوعی گلوله ی برفی آبی رنگ داشت، پاسداری می کرد.

تنها ترين

نسبت های حقیقی زندگی ما را، که بخش اعظم آن نامشهود است، نقاشان هنر رومی دریافته بودند:کلیسایی که کف یک دست جا می گیرد. کتابی که پهناوری آسمان است و هیچ چیز هرگز به گشودگی چهره ای شادمان از شگفتی عشق ورزیدن نخواهد بود.

هر کس، حتی از دست رفته ترین انسان، در روح و جانش کلبه ای، و در ورودی آن زنگوله ای دارد. گاه باد زنگوله را تکان می دهد.

بي كس

نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:57 توسط آیناز| |


Design By : Night Skin